 فتاواي رسوا
رسوايي مخالفين اهل البيت با فتاواي عجيب و غريب فتاواي رسوا
 سخنان یوسف قرضاوی در دفاع از کشتار مظلومانه مردم بحرین!
سخنان یوسف قرضاوی در دفاع از کشتار مظلومانه مردم بحرین!
شيخ يوسف قرضاوي رييس
اتحاديه علماي مسلمان، در خطبههاي نماز جمعه دوحه پايتخت قطر، اظهار
داشت: رويدادهاي بحرين انقلاب يک ملت نيست، بلکه انقلابي طايفهاي و
فرقهاي است و با آنچه که در مصر، تونس و ليبي روي داده است، شباهتي ندارد.
شيخ يوسف قرضاوي که پيش از اين بارها تاکيد کرده بود تظاهرات ملتها جهاد
در برابر ظلم و فساد است، اين بار در موضعي کاملا متناقض با گذشته و همسو
با عربستان سعودي، انقلاب ملت بحرين را فتنه توصيف کرد. به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از
شبكه العالم، شيخ يوسف قرضاوي رييس اتحاديه علماي مسلمان، در خطبههاي نماز
جمعه دوحه پايتخت قطر، اظهار داشت: رويدادهاي بحرين انقلاب يک ملت نيست،
بلکه انقلابي طايفهاي و فرقهاي است و با آنچه که در مصر، تونس و ليبي روي
داده است، شباهتي ندارد. وي با تاکيد دوباره بر اينکه انقلاب بحرين
با ديگر انقلاب ملتهاي عربي تفاوت دارد، افزود: چهار انقلابي که در تونس،
مصر، يمن و ليبي شاهد بوديم، همگي انقلاب ضد حاکمان ظالم بود. قرضاوي
خاطرنشان کرد: در جريان انقلاب مصر همه اقشار مختلف مصر از جمله مسلمان،
مسيحي؛ زن، مرد، پير و جوان و اهل دين و دنيا همگي به خيابانها ريختند. اين
ادعا درحالي مطرح مي شود که در جريان انقلاب ملت بحرين عليه رژيم حاکم اين
کشور در اعتراض به تبعيضها و سياستهاي ظالمانه اين رژيم، اقشار و
گروهها و حتي احزاب مختلف سياسي از شيعيان و اهل تسنن حضور دارند. در
همين راستا، درحاليکه نظاميان سعودي پا به پاي نيروهاي امنيتي بحرين در
حال کشتار مردم بحرين هستند، رسانهها و مقامات سعودي و عربي، هدف از اعزام
اين نيروها را حفظ امنيت عنوان کردهاند. قرضاوي در ادامه اين خطبهها مدعي شد که تظاهرات در ميدان لؤلؤ مسالمت آميز نيست. اين
درحالي است که با وجود بايکوت شديد خبري، به اذعان همه شاهدان و ويديوها و
تصاوير منتشر شده از تظاهرات مردم بحرين، انقلاب اين ملت از همان آغاز
کاملا مسالمت آميز بوده است. در همين حال، بان كي مون، دبيرکل
سازمان ملل متحد، درباره اقدامات خشونتآميز نيروهاي امنيتي و پليس بحرين
ضد شهروندان بيدفاع و امدادگران و پزشکان اين کشور ابراز نگراني کرد. بان
کي مون با هشدار درباره اقدامات خشونت آميز نيروهاي امنيتي بحرين عليه
تظاهرکنندگان، اين اقدامات را نقض قوانين بين المللي برشمرد. بان کي مون در تماسي تلفني با پادشاه بحرين از گواتمالا گفت: چنين اقداماتي به منزله نقض گسترده قوانين بين المللي و حقوق بشر است. همچنين گزارش شده كه نيروهاي رژيم بحرين دومين پزشک بيمارستان السلمانيه در منامه پايتخت اين کشور را بازداشت کردند. به گزارش روزنامه "الوسط" بحرين، نيروهاي امنيتي "محمود اصغر" پزشک متخصص کودکان در مجتمع درماني السلمانيه را بازداشت کردند. پيش
از اين نيروهاي امنيتي بحرين در حمله به بيمارستان السلمانيه "علي عيسي
العکري" پزشک جراح را از اتاق عمل اين بيمارستان بازداشت و به محل نامعلومي
منتقل کردند. روزنامه الوسط بحرين به نقل از منابع آگاه گفت: اوضاع
در مجتمع درماني السلمانيه بحراني است، زيرا نيروهاي بحريني پس از حمله به
ميدان لؤلؤ در روز چهارشنبه 16 مارس ، به اين مجتمع درماني حمله ور شدند و
آن را به پادگان نظامي تبديل کردند. اين منابع خاطرنشان کردند که شمار زيادي از نيروهاي امنيتي و نظامي با صورتهاي پوشيده اطراف اين بيمارستان مستقر هستند. به
گفته اين منابع، 80 پزشک کويتي در تلاش هستند تا به همراه کاروانهاي
پزشکي وارد بحرين شوند اما مسوولان بحريني بهرغم درخواستهاي متوالي کميته
بين المللي صليب سرخ، تاکنون اجازه ورود به آنها را ندادهاند. منبع شيعه نيوز
 سلام دوستان
سلام علیکم نمیدانم چند روزی است که چرا نمیتوانم وارد میهن بلاگ بشم اگر چه دوستان از دیگر کشور ها میتونن وارد این سایت بشن و حتی وبلاگ ها را ببینند اگر قرار باشد اینگونه سرویس دهی داشته باشند خدا عاقبت مطالب ما را بخیر کند اگر دوستان دیگر هم این مشکل را دارند لطفا برایم خبر بدهند
 به کشیش جونز بگوئید!
بنام خداوند درهم شکننده ستمگران
قسم به آیه های پاکت ای کتاب اسمانی من
در پاسخ جنایت صلیبیان خوک صفت که دست کثیفشان آیه های نور را آتش زد خواهم نوشت !
زود است که به هر آیه مظلوم قران یکی از شما ها را بسوزانیم!
آنگاه که راه پس و پیش از شما بسته شود و آسمان و زمین بر شما تنگ گردد و خانه ها تان برسرتان ویران گردد.!
به کشیش جونز بگوئید:
تو با سوزاندن قران, کتاب جان من، آتش زیر خاکستر ر ا شعله ور کردی که این آتش اول دامن خودت را خواهد سوزاند و هستی ات را با زبانه های خشم خداوند خاکستر خواهد نمود!.
ما جوانان غیور سرزمین غیرت اسلام تو و کلیسایت را به آتش خواهیم کشاند و زوزه های تو را در حال سوختن به تمام جهانیان نشان خواهیم داد ان شاءالله
الیس الصبح بقریب
 عرض ادب
سلام خدمت دوستان عزیز
از اینکه شاید خیلی وقتا مراجعه میکنید ومی بینید که وبلاگم بروز نشده است شاید فکر کنید که من وبلاگ نویسی را ترک نموده ام
بنده از وقتی که وبلاگ چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ را درست کرده ام برای آبدیت دیگر وبلاگهایم نمیرسم
جدید ترین مطالب بنده را میتوانید در وبلاگ چرا شیعه ؟ چرا سنی؟ بخوانید
 سلامی به طروات صبح گاه بقیع
سلام عزیزان یک بار دیگر سلام مرا از مکه سرطمین وحی بپذیرید
اینجا سرزمین عربها است جایی که همه میخ.اهند اسلام را به مردم دنیا صادر کنند
راستش همه را صادر کرده اند وچیزی برای خودشان نگذاشته اند
میگویند ما مسلمانیم ِ ولی همه شان ماهواره دارند و رقص عربی و کانال های مستهجن نگاه میکنند حتی در مکه هتل ها که زیر نظر دولت و محکمه سعودی ها هست کانال ها باز است .
چند شب پیش در خیابان عزیزیه دنبال کتابی میگشتم که در یک کغازه چشمم به سی دی های خوانندگان زن افتاد که تصویرشان نیمه عریان بر روی سی دی ها نقش بسته بود !
شبی دیگر از کنار مغازه ای عبور میکردم دیدم تلویزیون مکه رقص مردان را گذاشته که از شوق فوتبال میرقصند
به این میگویند صادرات اسلام ! خودشان وهابیت و تروریسم را تولید میکنند و همه را به جهان فلک زده صادر میکنند
شال قرمز های وهابی گرفتن عکس از حرم و در کل عکاسی را حرام میدانند و لی همه جا تصاویری از ملک عبدالله و ملک فهد خود نمایی میکند
اینان وقتی به افغانستان و عراق میایند از اسلام میگویند ولی انگار نه انگار مملکت خودشان هم نیاز به اسلام دارد
 عدالت صحابه 1
به نام خداوند بخشنده عقل
سخنى با خواننده
(اُدْعُ اِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَنُ...).[1]
خداوند متعال، در روزگارى که جهل و تاریکى به اوج خود رسیده بود، رسول گرامیش را به مواجهه عالمانه و حکیمانه با مردم و جدال احسن فرامىخواند. و اگر امروزه پس از قرنها نزاع و درگیرى زمینهاى فراهم آمده که بشر معاصر از اندیشه «گفتو گوى تمدنها» استقبال کند و ضرورت چنین مفاهمهاى را بپذیرد، بىگمان، بى تأثیر از تعالیم انبیاى الهى نیست. گفت و گو و مفاهمه و تکیه بر مشترکات ادیان آموزهاى است که پیامبر اسلام در چهارده قرن قبل بر آن تأکید کرده و در قرآن بدان تصریح شده است:
(قُلْ یَا اَهْلَالْکِتابِ تَعالَوْا اِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ...)[2]. دین اسلام علاوه بر توجه به گفت و گو و مفاهمه میان ادیان بر وحدت میان پیروان خود نیز تأکید کرده و همواره آنان را به پرهیز از تفرقه و جدایى دعوت کرده است و چقدر جاى تأسف است که نه تنها به این دعوت الهى پاسخى در خور داده نشد، بلکه اختلاف نظرها و برداشتهاى مختلف از کتاب و سنّت، تفرقه و جدایى را در میان امت اسلامى هر روز بیش از گذشته افزایش داد و زمینه تضعیف آنها را فراهم آورد.
خوشبختانه پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران و در پرتو روشنگرىهاى رهبر فقید انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(قدس)قدمهاى مؤثرى در جهت اتحاد امت اسلامى برداشته شد که خود منشأ برکات بسیارى براى طرح مباحث علمى و گفتوگوهاى سالم گردید.
به هر جهت، اینک که ضرورت تعامل فکرى در میان اندیشههاى مختلف مورد تصدیق همه صاحبان خرد قرار گرفته است، وقت آن فرا رسیده که زمینه طرح بحث و گفتو گو درباره بسیارى از موضوعات مورد اختلاف در فضایى علمى و به دور از پیشداورى و تعصب فراهم آید تا در نتیجه زمینه براى اتحاد هر چه بیشتر مسلمانان فراهم آید.
یکى از موضوعات مهم و مورد بحث در این زمینه مسئله عدالت صحابه است، صحابه به گواه تاریخ در شرایط سخت و دشوار به یارى پیامبر شتافتند، چه مهاجران که در دوران سخت قبل از هجرت علىرغم تحمّل شکنجههاى فراوان دست از حمایت پیامبر نکشیدند و چه انصار که با حمایت و تلاش خود زمینه تشکیل حکومت اسلامى را در مهد کفر و شرک فراهم آوردند.
در قرآن کریم نیز آیات متعدّدى در تمجید و ستایش صحابه آمده است، آنجا که مىفرماید:
(وَ السَّابِقُونَ الاَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْاَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسانٍ رَضِىَاللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ....)[۳]؛
و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان (نیز) از او خشنودند....
و یا:
(لَقَدْ رَضِىَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ...)؛[۴]
به راستى خدا هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت مىکردند از آنان خشنود شد....
بنابر این، در لزوم احترام گذاشتن به صحابه جاى تردید و شک وجود ندارد. اما سؤالى که مطرح است این است که آیا این ستایشها و تمجیدها همه صحابه را در بر مىگیرد؟ آیا عدالت آنها را اثبات مىکند؟ آیا به استناد این آیات مىتوان همه صحابه را از گناهان مبرّا دانست؟ چنان که اهل حدیث بر همین اعتقادند، یا اینکه چنین نیست، بلکه مىتوان از آیات دیگرى هم بر
مذمت و نکوهش برخى صحابه استدلال کرد، همانند (اِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا...)[۵] و (اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً...)[۶] چنانکه نافیان عدالت صحابه به چنین آیاتى در رد کلّیت عدالت صحابه استدلال مىکنند. بىتردید، گفتو گو در این زمینه مىتواند در جهت هر چه بیشتر روشن
شدن حقایق، و بر طرف شدن سوء تفاهمها به منظور ایجاد موافقت نزدیکى بیشتر فرق اسلامى تأثیر به سزایى داشته باشد.
کتابى که پیش روى دارید حاصل چندین جلسه گفتو گوى برادر فاضل جناب حجةالاسلام و المسلمین محمدحسن زمانى با برخى از علماىاهلسنّت است که در فضایى صمیمانه و برادرانه درباره عدالت صحابه انجام شده است.
در خاتمه از مؤلف محترم و جناب حجةالاسلام والمسلمین رحمةالله ضیایى که کوشیدند تا بر غناى منابع و مآخذ بیفزایند تقدیر و تشکر مىکنیم. امید آن که چنین گفتوگوهایى بتواند زمینه را براى تفاهم هرچه بیشتر مسلمانان با یکدیگر فراهم آورد. انشاءالله
مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامى پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامى
------------------------------------- 1). نحل (16) آیه 125. 2). آل عمران (2) آیه 64. ۳). توبه (9) آیه 100. ۴). فتح (48) آیه 18. ۵). حجرات (49) آیه 6. ۶). سجده (32) آیه 18.
 پاسخ به سوالی پیرامون متعه
سلام یکی از خوانندگان مقاله متعه یا ازدواج موقت شبهه ای به ذهنشان رسیده که آنرا در وبلاگ گذاشته و پاسخ میدهیم گفته است: لفظ ازدواج به معنی زوج بودن و تشکیل خانواده دادن زن و مرد است بنابراین متعه ازدواج نیست بلکه پست ترین نوع بردگی برای زن است .
بنده به این خواننده عزیز توصیه میکنم که یکبار دیگر مقاله را با دقت مطالعه بفرمایند زیرا خود ایشان از دوحالت خارج نیستند ۱- از اهل سنت باشند که در این صورت بنده جواز متعه را از کتاب های معتبر خود آنها اثبات نمودم و میتوانند به آدرسهایی که داده شده مراجعه نمایند و اگر از منابع خود آنها ثابت شده است و جود آن از زمان رسول مبین حق حضرت محمد مصطفی (ص) و تا اوائل خلافت عمر بوده است سوال میکنیم که آیا ابن عباس و صحابه نمیدانستند که این مساله بردگی زن است ؟ و ای بران اصحابی که معتقد به بردگی واسارت زن بوده اند . ۲- نویسنده از اهل سنت نباشند : توصیه میکنم آخر مقاله را دوباره مطالعه کنند چون ایشان هم از دو حال خارج نیستند الف: یا مسلمان معتقد هستند که در این صورت مساله روشن است و از نگاه دین و مذهب مساله حل است ب: به هیچ چیزی اعتقاد ندارند: برای ایشان و امثال ایشان که توان ازدواج دایم را اگر ندارند دوراه میتوان پیشنهادکرد
1- آزادانه و بدون هیچ قید وبندی ارضای شهوت کنند که اثرات سوء این مساله بسیار زیانبار و مخرب است و هیچ انسان آزاده ای این پیشنهاد را نمی پذیرد .و در ضمن آیا این بردگی از زن نیست حداقل در ازدواج موقت زن آرامش روحی دارد که مرتکب حرامی نشده است اما در بی بند وباری و زنا چیزی جز هرزگی و بی بند و باری نتیجه ندارد.
2- راهی را که خدا و رسولش برای مردم نشان داده است و آن ازدواج موقت یا نکاح متعه میباشد که ما ثابت کردیم که در صدر اسلام وجود داشته و نهیی که رسیده از طرف خلیفه دوم است و روایات موجوده هم در زمینه نهی توان مقاومت در برابرروایات متواتر و ایه قران را ندارد و از نگاه عقل هم سالمترین راه برای کسانی که توان ازدواج دائم را ندارند و از عهده مخارج آن بر نمیایند میباشد. و من الله التوفیق
 جيره خواران شيطان
بعداز اينکه با حرم الهی خدا حافظی کرديم راهی مدینه شدیم
مدينه شهر نور شهر گريه های فاطمه شهر غصه های علی شهر رنجهای بی پايان ام ابيها شهری که وجب به وجبش ياد آور جضور معصومين است اما صد حيف که غول جاهليت عصر يعمی وهابيت نادان بر اين سر.مين پاک سايه انداخته وقتی وارد قبرستان بقيع ميشوی ا. هر طرف اجيران شيطان بر تو هجوم می آورند که مبادا بلند بلند گريه کنی تا مظلوميت فاطمه سلام الله عليها به گوش نحسشان نرسد اين دفعه اولشان نيست که از گريه مظلوم جلوگيری ميکنند هزار و چهار صد سال پيش هم وقتی فاطمه سلام الله عليها برای مظلوميت امامش ناله ميزد اورا از شهر به بهانه های مختلفی راندند او را کنار قبر پدرش هم نگذاشتند کنار قبر عمويش حمزه رفت وناله سرميداد اما جسم نحيفش را در زير سايه در درختی استراحت ميداد اه و صد اه شجره خبيثه و ملعونه تاب نياوردند سايبان سايه دو عالم را ريشه کن کردند
حالا تو وقتی به زیارت میروی به بهانه اینکه این عمل عبادت غیر خداست و یا سجده بر قبور است مانع تو میشوند اما حقیقتی دیگری زیر پرده نهفته است و آن همان کینه ای است که از معاویه به ارث برده اند ؛در تاریخ امده است که مغیره روزی ناراحت به خانه برگشت فرزندش ازو علت را پرسید گفت من از نزد پلید ترین انسان میایم .پرسید از نزد چه کسی آمده ای گفت معاویه فرزند ابو سفیان ! با تعجب گفت تو که تا چند ساعت قبل او را بهترین روی زمین میدانستی ؟! گفت: من امروز پیش او رفتم و به گفتم حالا که بنی هاشم قدرتی ندارد تا با تو بجنگد کمی بر انها آسان بگیر «در همین لحظه صدای موذن بلند شد وقتی به کلمه اشهد ان محمدا رسول الله رسید .معاویه با ناراحتی به من گفت نه و هرگز تا این نام را از روی زمین نابود نکنم ارام نخواهم گرفت !؟
آری برادر ! هدف نهایی و پشت پرده وهابیت این است! نه شرک مسلمان ها اگر با قبر مخالفند چرا قبر احمد بن حنبل و ابو حنیفه را در بغداد خراب نمیکنند چرا قبر بخاری را که بارگاه و مستجاب الدعواتش میدانند منفجر نمیکنند . چرا هرجایی که نام اهل بیت است مورد غضب آنهاست ؟ چرا آنها با فاطمه سلام الله علیها دشمنند ؟ چرا حسین (ع) را که با خون خود ریشه اسلام را آبیاری کرد تا زنده بماند ظالم میدانند اما یزیدی که خانواده رسول خدا را به قتل رساند و خیمه های سوخته آنها را به غارت گرفت وآنها را به عنوان خارجی شهر به شهر گشتاند و به اسارت برد او را امیر المومنین مظلوم میدانند یزیدی را تبرئه میکنند که در چهار سال خونخواری خود بر سرزمین اسلامی سه جنایت بزرگ انجام داد که روی تاریخ را سیاه کرد (شاید یکی از علتهای که خواندن تاریخ اسلام را حرام میدانند پنهان ماندن کثافت کاری های یزید و شجره ملعونه ای باشد که خدا در قران از آنها یاد کرده است و آنان همان بوزینه گانی اند که رسول خدا در عالم رویا دید که از منبر او بالا میروند ! به حق که چنین است !!!) در سال اول حکومت یزید فاجعه کربلا را به بار آورد و حتی دستور ترور امام حسین (ع) را در حرم امن الهی یعنی مسجد الحرام صادر کرد که امام به نا چار آنجا را ترک نمودند در سال دوم به مدینه لشکر کشی نمود که در تاریخ اسلام به نام واقعه حره یاد شده است جنایاتی را لشکریان یزید مرتکب شدند که صفحات تاریخ اسلام را آلوده نموده است یزید سه شبانه روز مال و جان و ناموس اصحاب را بر لشکریانش مباح نمود تا جایی که هزاران دختر بدون شوهر حامله شدند جوی خون در مسجد النبی روان گشت !!!! در سال سوم به مکه لشکر کشید تا جایی که با منجنیق خانه خدا را به آتش کشیده و ویران نمودند !
آری اینست آن امیر الفاسقین مظلومی که وهابیت از او دفاع میکند وقتی یزید پلید و جنایت کار مظلوم باشد دیگر حسین جز ظالم نیست چون در برابر خلیفه قیام کرده اما وقتی به معاویه و عایشه که در برابر امام و امیر مومنان علی (ع) قیام میکنند میرسند کاملا فراموش میکنند که دچار تناقض شده اند عایشه و معاویه را مجتهد و مصیب میدانند
آری ای مسلمان اینست مرام وهابیت و مدافع یزید زیارت بهانه است ! توسل بهانه است ! جلو گیری از نماز کنار قبر بهانه است تا تو رسول خدا و عترت اورا فراموش کنی مگر نه اینست که در لحظات آخر عمر پیامبر اسلام گفتند ما نیازی به گفته های او نداریم همین قران ما را بس است ! مگر نگفتند که پیامبر هذیان میگوید ( ان الرجل لیهجر و یا قد غلب علیه الوجع )مسلم و بخاری
آری برادر درد بسیار است از کجای این خرابستان تاریخ اسلام بگویم از کدامین رنج رسول خدا بنویسم چه نکردند اینها با اسلام و دین ! آه ......
 سرزمين وحی و ابو لهب ها
چندی است که بنده در سرزمین مقدس مکه به سر میبرم و قرار است تا چند روز دیگر به مدینه برویم
چند نکته قابل ذکر است
۱- اینجا مثل زمان جاهلیت که کلید دارخانه خدا انسان های نا پاک همچون ابو لهب ها بود امروزه نیز در دست نا پاک ترین مردم و بی ادب ترین خلایق یعنی وهابیت است اینان هیچ حرمتی به خانه و زائر آن قائل نیستند همه چیرز را شرک و همه کس را کافر میدانند جز شال قرمز های وهابی و بی ادب خودشان را
مردم را از زیارت و لمس قبور منع میکنند و کتک میزنند در حالی که رسول خدا فرموده است به زیارت قبور بروید زیرا موجب نرمی قلوب شما میشود
میگویند پیامبر مرده است و دست او از دنیا کوتاه است
اما نمیدانند که مقام انبیاء بر تر از شهدا است و قتی شهید زنده باشد پیامبر به طریق اولی زنده است و دیگر اینکه همه مسلمانان در هنگام نماز به پیامبر به طور مستقیم سلام میدهند (طبق دستور خدا)السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته- اگر او نمیشنید و زنده نبود سلام دادن به او یک امر بیهوده و لغو بود
میگویند دست زدن و تبرک جستن به مرقد رسول اکرم شرک است
در حالی که در قران آمده است چون یعقوب از شدت گریه بر یوسف نابینا شده بود یوسف پیراهن خود را برایش فرستاد و گفت پیراهنم را بر صورت پدرم بیاندازید تا دوباره بینا شود
وقتی که پیراهن یوسف شفا بخش باشد چه اشکالی دارد که پیراهن ویا ضریح مطهر پیامبر اسلام که سید رسل است چنین خاصیتی داشته باشد
میگویند پیامبر نگفته است که ضریح من شفا میدهد ویا چون ما را امر به این کار نکرده است پس حرام است
میگوییم پیامبر بر هوا پیماهم سوار نشده ودر روایات هم نیامده است پیامبر در ماشین های کولر دار این چنینی که شما سوار میشوید هم سوار نشده است شما هم بروید بر همان الاغها سوار شوید چون در روایات کتب صحاح نیامده است- پیامبر از نفت هم اسفاده نکرده است ووو......
چرا هرجا که به نفع تان است به پیامبر ایمان دارید و هر جا که به ضرر تان پیامبر را فراموش میکنید!
|